ماجرای پنجره بالای گنبد سبز آرامگاه پیامبر(ص) چیست؟

ماجرای پنجره بالای گنبد سبز آرامگاه پیامبر(ص) چیست؟
 
این ماجرا خواندنی است و روحی و ارواح العالمین فدای رحمة للعالمین که قبر مطهرش هم رحمت آور است و آسمان و آسمانیان با او آشناترند

به نوشته سایت محفل منتظران ظهور چندی پیش توسط یک سایت لبنانی شایع شده بود که وهابیون قصد داشته اند گنبد را خراب کنند که ناگهان برقی از آسمان می جهد و به فردی که بالای گنبد به قصد اجرای این مسئولیت خطیر رفته میخورد و همانجا به درک واصل میشود. لذا وهابیون یک قبرمانند به یادبود خوش خدمتی! او روی گنبد پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم درست می کنند. یا داستان سرایی های دیگری که برخی ساخته و پرداخته بودند !
تا مدتی این ماجرا نقل مجالس مختلف وهابی شده بود و مستمسکی برای به سخره گرفتن اعتقادات شیعیان! اما واقعیت قضیه چیز دیگری است که وهابیون اشاره ای به آن نمی کنند:

در زمان عثمان خشکسالی شده بود. مردم به خانه عایشه رفتند تا از او بخواهند برای نزول باران دعا کند. عایشه گفت: به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم متوسل شوید و از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بخواهید برای شما طلب باران کند. روزنه ای را از سقفی که برای پیامبر ساخته اید به سوی آسمان باز کنید تا آسمان با دیدن قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ابرهای رحمت الهی را جذب و باران نازل کند.

مردم این کار را کردند و باران هم بارید. مردم پنجره ای در جای آن روزنه ساختند و تا قرن نهم رسم مردم این بود که هر گاه خشکسالی بود و مردم نماز استسقاء می خواندند این پنجره را باز می کردند و البته نتیجه خوبی هم می گرفتند.

تا این که قبه خضراء در زمان عثمانی ساخته شد و به خاطر ویژه بودن این روزنه شکل و شمایلی هم به آن دادند که از دور شبیه قبر به نظر می رسد. جالب است بدانید از زمانی که وهابیان آمده اند اجازه نمی دهند این پنجره هنگام نماز استسقاء باز شود!

 
ماجرای پنجره بالای گنبد سبز آرامگاه پیامبر(ص) چیست؟
 

نکته:
از این کارها کم ندیده ایم، در ۷۷/۷/۷به زیارت حانه خدا مشرف شدم و شاهد بودم که هنگام اذان مغرب باران باریدن گرفت (یعنی سه موقعیت استجابت دعا فراهم شد: کنار بیت الله و هنگام اذان و هنگام بارش باران) اما وهابیون اولین کاری که کردند بستن حجراسماعیل و عدم اجازه برای استفاده از باران نازله از ناودان طلا بود.... و البته برخی تبرکا از پرده خانه خدا که خیس شده بود آب گرفتند
/ 0 نظر / 45 بازدید