حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است که در درون خود پیام‌ها دارند. درست است که فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت کرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است که زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است که خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌کند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاههاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون

+ گهرهای علوی(ع)

گهرهای علوی(ع)
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلاَتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبَهاتِ؛
بى‏گمان کسى که حوادث عبرت آموز تاریخ، بازتاب‏هاى هشدار دهنده خود را فرا رویش نهاده باشد، پرهیزکارى ـ حاصل از تجربه‏هاى تلخ ـ او را از فرو افتادن در امواج فتنه‏ها و شبهات بازخواهد داشت.
[نهج البلاغه ، خطبه 16.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
إِنَّ الْفِتَنَ إِذا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ؛ یُنْکَرْنَ مُقْبِلاَتٍ، وَیُعْرَفْنَ مُدْبِراتٍ، یَحُمْنَ حَوْمَ الرِّیاحِ، یُصِبْنَ بَلَدا وَیُخْطِئْنَ بَلَدا؛
بى‏گمان، فتنه‏ها چون روى مى‏آورند فضا را به شبهه مى‏الآیند (فضا را مشتبه مى‏کنند) و چون پشت مى‏کنند، آگاهى مى‏بخشند. بهنگام روى آوردن ـ در آغاز ـ ناشناخته‏اند، اما به گاه رفتن ـ و بروز آثار ـ شناخته مى‏شوند هجومشان گردبادى کور را مى‏ماند که به شهرى فرود مى‏آیند و شهرى دیگر را نادیده مى‏گیرند.
[نهج البلاغه ، خطبه 92.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
ذَوُوا العُیُوبِ یُحِبُّونَ إِشاعَةَ مَعایِبِ النّاسِ لِیَتَّسِعَ لَهُمُ الْعُذْرُ فى مَعایِبِهِمْ؛
رسوایانِ آلوده، پخش و شیوع عیبهاى مردم را دوست دارند تا براى بدنامى‏هاى خود زمینه عذرتراشى داشته باشند.
[غرر الحکم 1: 407]
ارسال رایگان پیامک
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
الْعَمَلَ الْعَمَلَ، ثُمَّ النِّهایَةَ النِّهایَةَ،وَالاِسْتِقامَةَ الاْءِسْتِقامَةَ، ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ،وَالْوَرَعَ الْوَرَعَ!إِنَّ لَکُمْ نِهایَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهایَتِکُمْ،وَإِنَّ لَکُمْ عَلَما فَاهْتَدُوا بِعَلَمِکُمْ،وَإِنَّ لِلاْءِسْلاَمِ غَایَةً فَانْتَهُوا إِلَى غَایَتِهِ؛
عمل، عمل! پس از آن: عاقبت، عاقبت! و نیز: استقامت، استقامت! و سپس : صبر، صبر! و: پارسایى، پارسایى!بى‏گمان هر یک از شما را نهایت و هدفى معین است، پس راه خود به آخر برید. و بى‏تردید براى شما پرچم و نشانى است، به دنبال پرچم خویش هدایت جویید، اسلام را نیز غایت و هدفى است، شما باید به سوى آن هدف نهایى به پیش روید.
[نهج البلاغه ، خطبه 174.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
إِنَّ مِنَ الْبَلاءِ الْفاقَةَ وَ أَشَدُّ مِنْ ذلِکَ مَرَضُ الْبَدَنِ وَ أَشَدُّ مِنْ ذلِکَ مَرَضُ الْقَلْبِ . وَ إِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةُ الْمالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذلِکَ صِحَّةُ الْبَدَنَ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذلِکَ تَقْوىَ الْقَلْبِ؛
بى‏گمان فقر و تنگدستى، نوعى بلاست و سخت‏تر از تنگدستى، بیمارى تن است و بدتر از آن، بیمارى قلب است. چه اینکه گشایش مادى نوعى نعمت است و بالاتر از ثروت مادى، تندرستى و بهتر از آن، تقواى قلبى است.
[الامالى للطوسى : 146 ح 240.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَیْکُمُ اثْنَتانِ: اتِّباعُ الْهَوَى، وَطُولُ الْأَمَلِ فَأَمَّا اتِّباعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الاْخِرَةَ؛
اى مردم، دو چیز است که بیش از هر موضوع دیگر از گرفتارى شما به آنها نگران و بیمناکم: یکى تبعیت از هوى و هوس و دیگر آرزوى دور و دراز، زیرا پیروى از هوسها مانع ـ اجرا و عمل به ـ حق مى‏شود و آرزوهاى دراز، آخرت را به فراموشى مى‏سپارد.
[نهج البلاغه ، خطبه 42 .]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
وَ اللّه‏ُ مُسْتَأْدِیکُمْ شُکْرَهُ وَ مُوَرِّثُکُمْ أَمْرَهُ، وَمُمْهِلُکُمْ فِی مِضْمارٍ مَحْدُودٍ، لِتَتَنازَعُوا سَبَقَهُ، فَشُدُّوا عُقَدَ الْمَآزِرِ، وَاطْوُوا فُضُولَ الْخَواصِرِ، وَلاَ تَجْتَمِعُ عَزِیمَةٌ وَوَلِیمَةٌ. ما أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزائِمِ الْیَوْمِ، وَأَمْحَى الظُّلَمَ لِتَذاکِیرِ الْهِمَمِ! ؛
خداى تبارک و تعالى اداى شکر خویش را از شما طلبیده است و وارث امر خود قرارتان داده است. او شما را در میدان زندگى فرصت تمرین و آزمایش داده است تا از یکدیگر گوى سبقت بربایید، پس کمر بندها را محکم ببندید شکم‏ها را از طعامِ افزون تهى نگه دارید، بدانید که هرگز عزمِ استوار با سور چرانى قابل جمع نیست! چه بسیار خواب شبانه، که اراده‏هاى روز را درهم مى‏شکند و چه بسیار سیاهى‏ها و تاریکى‏ها ى گونه گون ـ که بریاد آورى و توجه به اهداف پرده مى‏پوشد.
[نهج البلاغه ، خطبه 238.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
لِیَتَأَسَّ صَغِیرُکُمْ بِکَبِیرِکُمْ،وَلْیَرْأَفْ کَبِیرُکُمْ بِصَغِیرِکُمْ؛وَلاَ تَکُونُوا کَجُفاةِ الْجاهِلِیَّةِ:لاَ فِی الدِّینِ یَتَفَقَّهُونَ، وَلاَ عَنِ اللّه‏ِ یَعْقِلُونَ؛کَقَیْضِ بَیْضٍ فِی إِداحٍ یَکُونُ کَسْرُها وِزْرا،وَیُخْرِجُ حِضانُها شَرّا؛
مى‏باید کوچکترانتان از بزرگترانتان الگو گیرند و بزرگتران نیز با کوچکتران مهربان باشند. و هم چون جفاپیشگان جاهلیت نباشید که نه در دین ژرف مى‏نگرند و نه از خداوند اندیشه‏اى درست دارند، چونان تخمى مرموز در لانه مرغان، که شکستنش و بال است و اگر بماند چه بسا از درونش شرى برون آید.
[نهج البلاغه ، خطبه 164 .]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
إِنَّ اللّه‏َ افْتَرَضَ عَلَیْکُمُ فَرائِضَ، فَلاَ تُضَیِّعُوها؛وَحَدَّ لَکُمْ حُدُودا، فَلاَ تَعْتَدُوها؛وَنَهاکُمْ عَنْ أَشْیاءَ، فَلاَ تَنْتَهِکُوها؛وَسَکَتَ لَکُمْ عَنْ أَشْیاءَ وَلَمْ یَدَعْها نِسْیانا، فـَلاَتَتَکَلَّفُوها؛
خداى بزرگ فریضه‏هایى را بر شما واجب شمرده است، پس تباهشان مسازید و مرزهایى تعیین کرده است، از آن حدود پا فراتر مگذارید و شما را از امورى نهى کرده است، حرمت این حریمها را نشکیند، در مواردى نیز سکوت کرده است که بى‏گمان از روى فراموشى آنها را واننهاده است پس خود را ـ با کاوش بیهوده در مورد آنها ـ به رنج و زحمت میندازید.
[نهج البلاغه، حکمت 106.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
أَما وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، لَوْلاَ حُضُورُ الْحاضِرِ، وَقِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِالنَّاصِرِ، وَما أَخَذَاللّه‏ُ عَلَى الْعُلَماءِ أَلاَّ یُقارُّوا عَلَى کِظَّةِ ظالِمٍ، وَلاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ، لَأَلْقَیْتُ حَبْلَها عَلَى غارِبِها، وَلَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَأْسِ أَوَّلِها؛
به هوش باشید! سوگند به آفریدگارى که دانه را شکافت و به جنبنده‏ها جان بخشید اگر: حضور انبوه مردم در صحنه نبود و اگر وجود این همه یاران، حجت را تمام نمى‏کرد و اگر نبود آن تعهدى که خدا از دانشمندان گرفته است تا در برابر شکمبارگى سمتگر و گرسنکى مظلوم بى‏تفاوت نمانند، مهار شتر خلافت را بر کوهانش مى‏افکندم و آخرین شتر این کاروان را به کاسه اولین آن سیراب مى‏کردم.
[نهج البلاغه، خطبه 3.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
وَلاَتَظُنُّوابِیَاسْتِثْقالاً فِیحَقٍّ قِیلَ‏لِی،وَلاَالِْتماسَ إِعْظامٍ لِنَفْسِی، فَإِنَّهُ مَـنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یُقالَ لَهُ أَوِالْعَدْلَ أَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ، کانَ الْعَمَلُ بِهِما أَثْقَلَ عَلَیْهِ فَلاَتَکُفُّواعَنْ مَقالَةٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ،...فَإِنَّمَا أَنَا وَأَنْتُمْ عَبِیدٌ مَمْلُوکُونَ لِرَبٍّ لاَ رَبَّ غَیْرُهُ؛ یَمْلِکُ مِنَّا ما لاَ نَمْلِکُ مِنْ أَنْفُسِنا... ؛
و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقى گفته شود مرا گران مى‏آید و نیز گمان مبرید که من خواهان بزرگداشت خویش ـ تملق ـ هستم زیرا آن که از شنیدن حق و یا از پیشنهاد عدالت احساس سنگینى کند، عمل به آن دو، برایش سنگین‏تر خواهد بود. پس، از گفتن سخن حق و ارائه نظر عدل دریغ نکنید...واقعیت این است که من و شما همگى بندگان پروردگارى هستیم که جز او خدایى نیست و او بیش از آنچه ما نسبت به خود مالکیم بر ما تملک دارد.
[نهج البلاغه، خطبه 216.]
 
امام على (علیه ‏السلام) به یکى از کارگزارانشان نوشتند:
وَإِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَلکِنَّهُ فِیعُنُقِکَ أَمَانَةٌ، وَأَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَکَ. لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتاتَ فِی رَعِیَّةٍ، وَلاَ تُخاطِرَ إِلاَّ بِوَثِیقَةٍ؛
بى‏گمان کارى که به تو سپرده شده است، لقمه‏اى چرب نیست، بلکه بار امانتى برگردن تو است که در حـفظ آن بـاید در برابر ما فوق خودت پاسخگو باشى. تو را نرسد که درباره مـردم، خود سرانه تصمیم بگیرى و یا بدون مجوز و پشتوانه اطمینان بخشى به کارهاى خطیر اقدام کنى.
[نهج البلاغه ، نامه 5 .]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
مَنْ مَلَکَ اسْتَأْثَرَ وَ مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ،وَمَنْ شاوَرَ الرِّجالَ شارَکَها فِی عُقُولِها؛
هرکس که فرمانروایى یابد خود را بر دیگران ترجیح دهد و هرکه خودکامگى پیشه کند در گرداب نابودى درافتد و هرکه با مردم مشورت کند در اندیشه آنان شرکت جوید.
[نهج البلاغه ، حکمت 152]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
وَما أَعْمالُ الْبِرِّ کُلُّها وَالْجِهادُ فِی سَبِیلِ‏اللّه‏ِ، عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ، إِلاَّ کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ. وَإِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لاَ یُقَرِّبانِ مِنْ أَجَلٍ، وَلاَ یَنْقُصانِ مِنْ رِزْقٍ، وَأَفْضَلُ مِنْ ذلِکَ کُلِّهِ کَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمامٍ جائِرٍ؛
تمامى کارهاى نیک و حتى جهاد در راه خدا در مقایسه با امر بمعروف و نهى از منکر چیزى نیست مگر در حدِّ دمیدن انسان در برابر دریـاى خروشان. و نیز ـ معلوم است که ـ امر به معروف و نهى از منکر نه در نزدیک نمودنِ مرگ انسان تأثیر دارد و نه در کاستنِ روزى مؤثر است. و بالاترین مرتبه این‏کار ـ امر به معروف و نهى از منکر ـ شعار عدالتخواهى در برابر رهبرى ستم پیشه است.
[نهج البلاغه ، حکمت 373.]
 
از حضرت امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) پرسیدند:
أیُّهُما أَفْضَلُ: أَلْعَدْلُ، أوِ الْجُودُ؟ فَقالَ علیه‏السلام :الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَواضِعَها،وَالْجُودُ یُخْرِجُها مِنْ جِهَتِها،وَالْعَدْلُ سائِسٌ عامٌّ،وَالْجُودُ عارِضٌ خاصٌّ،فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُما وَأَفْضَلُهُما؛
داد و دهش کدام ارزشمندتر است؟ حضرت فرمودند: عدل و داد همه چیز را در جایگاه خود مى‏نهد ـ امور را در مجراى خود جارى مى‏کند ـ در حالى که جود و بخشش، کار را از مسیر طبیعى خود بیرون مى‏برد. عدل، سیاستى فراگیر و جود عارضه‏اى استثنایى است. در نتیجه: عدل برتر و بهتر از جود است.
[نهج البلاغه ، حکمت 431.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کانَ مِنَّا مُنافَسَةً فِی سُلْطانٍ، وَلاَ الِْتماسَ شَیْءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَلکِنْ لِنَرِدَ الْمَعالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَنُظْهِرَ الاْءِصْلاَحَ فِی بِلاَدِکَ، فَیَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَتُقامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ؛
بارخدایا تو خود خوب مى‏دانى که تلاش و کوشش ما براى کشمکش قدرت و فزون خواهى ثروت و ... نبود و انگیزه‏اى جز بارگشت شعائر دین تو و ایجاد اصلاح در سرزمین‏هاى تو نبوده است، تا بندگان مظلومت، امنیت و آسایش یابند و حدود و حقوق به تعطیل کشیده‏شده‏ات به اجرا در آیند.
[نهج البلاغه ، خطبه 129 .]
 
الراوی: قیلَ: إنَّ الْحارِثَ بْنَ حَوْطٍ أتاهُ فَقالَ: أتَرانی أَظُنُّ أصْحابَ الْجَمَلِ کانُوا عَلى ضَلالَةٍ؟ فَقالَ علیه‏السلام:یاحارِثُ،إِنَّکَ نَظَرْتَ تَحْتَکَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَکَ فَحِرْتَ!إِنَّکَ لَمْ‏تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ أَهْلَهُ،وَلَمْ‏تَعْرِفِ الْباطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتاهُ؛
راوی گوید: حارث بن حوط ـ در حادثه جمل ـ به حضرت امیرالمؤمنین (علیه‏السلام)گفت: آیا از نظر شما من باید اصحاب جمل را گمراه بدانم؟ حضرت فرمودند: اى حارث! تو جز پیش پاى خود را نمى‏بینى و از بالا به مسائل نمى‏نگرى و در نتیجه به حیرت افتاده‏اى. تو حق را را نشناخته‏اى تا اهلش را بازشناسى، باطل را نیز نمى‏شناسى، تا هر که را که به آن روى کرد، بشناسى.
[نهج البلاغه، حکمت 262.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
... فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیاءِ فِیالتَّواصُفِ،وَ أَضْیَقُها فِیالتَّناصُفِلاَ یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلاَّ جَرَى عَلَیْهِ،وَلاَ یَجْرِی عَلَیْهِ إِلاَّ جَرَى لَهُ؛
حق، مقوله ویژه‏اى است که به هنگام سخن و توصیف، گسترده‏ترین واژه و مفهوم ولى در عمل و ملاحظه انصاف ـ مفهومى دقیق و ـ تنگنایى بى‏همانند است، زیرا هرگاه بسود کسى جارى شود به ضرر او نیز به کار رود و اگر به ضرر کسى اجرا شود به سود او نیز جریان مى‏یابد. [ حق خواهى تعهدآور است، زیرا کسى به حق خود مى‏رسد که در برابر حقوق دیگران متعهد و پایبند باشد.]
[ نهج البلاغه ، خطبه 216.]
 
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ‏یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ‏اللّه‏ِ،وَلَمْ‏یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ‏اللّه‏ِ، وَلَمْ‏یُؤْمِنْهُمْ مِنْ‏مَکْرِاللّه؛
فقیه کامل کسى است که نه مردم را از رحمت خداوند دلسرد کند و نه از مهر و لطفش نومید سازد و نه از مکر خداوندى ایمنشان سازد.
[نهج البلاغه ، حکمت 90.]
امام على (علیه ‏السلام) فرمودند:
فَإِنَّ الْغَایَةَ أَمَامَکُمْ، وَإِنَّ وَرَاءَکُمُ‏السَّاعَةَ تَحْدُوکُمْ.تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا، فَإِنَّمَا یُنْتَظَرُ بِأَوَّلِکُمْ آخِرُکُمْ؛
پایان راه فرا روى شماست و قیامت از پشت سر، شما را به پیش مى‏راند. سبکبار شوید تا به پیشتازان بپیوندید، چرا که اولین‏هاى این کاروان، آخرین نفرهایش را انتظار مى‏برد.
[نهج البلاغه ، خطبه 21.]
نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک