حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است که در درون خود پیام‌ها دارند. درست است که فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت کرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است که زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است که خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌کند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاههاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون

+ چهار پند امام صادق (ع) در مورد دنیا و آخرت

چهار پند امام صادق (ع) در مورد دنیا و آخرت

 
به مناسبت ایام شهادت امام صادق (ع) حدیثی در خصوص این ایام به شرح آیت الله مجتبی تهرانی از نظر می‌گذرد:

روی أَنَّهُ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الصَّادِق (ع) فَقَالَ لَهُ: «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَلِّمْنِی مَوْعِظَةً فَقَالَ لَهُ علیه السلام إِنْ کَانَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَدْ تَکَفَّلَ بِالرِّزْقِ فَاهْتِمَامُکَ لِمَا ذَا وَ إِنْ کَانَ الرِّزْقُ مَقْسُوماً فَالْحِرْصُ لِمَا ذَا وَ إِنْ کَانَ الْحِسَابُ حَقّاً فَالْجَمْعُ لِمَا ذَا وَ إِنْ کَانَ الثَّوَابُ عَنِ اللَّهِ حَقّاً فَالْکَسَلُ لِمَا ذَا»

در روایتی منقول است که شخصی آمد خدمت امام صادق «علیه‏السلام»، عرض کرد:‌ای فرزند پیامبر (ص) پدر و مادرم فدای شما! پندی به من بیاموزید! «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَلِّمْنِی مَوْعِظَةً»، حضرت فرمودند: اوّل؛ «إِنْ کَانَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَدْ تَکَفَّلَ بِالرِّزْقِ فَاهْتِمَامُکَ لِمَاذَا» اگر خداوند متکفّل روزی است و گفته: روزی تو را کفالت می‌‏کنم و آن ‏را به تو می‌‏رسانم؛ پس برای چه غصّه می‌‏خوری؟ آیا بچّه‏ای که پدرش متکفّل امور او است، غصّه روزی می‌‏خورد؟ می‌‏گوید: پدرم خرجی‏ام را می‌‏دهد، دیگر غصّه معنا ندارد، اگر غصه بخورد، دیوانه است، تعارف ندارد. یک وقت دست پدرش خالی است، در این‏جا بحثی نیست؛ امّا این بابا همه چیز در دست او است.

دوم؛ «وَ إِنْ کَانَ الرِّزْقُ مَقْسُوماً فَالْحِرْصُ لِمَاذَا»، وقتی تقسیم کننده رزق خود رازق است و تو نمی‌‏توانی کم و زیادش کنی؛ چرا حرص می‌‏زنی. سوم؛ «وَ إِنْ کَانَ الْحِسَابُ حَقّاً فَالْجَمْعُ لِمَا ذَا»، اگر حساب روز قیامت حقّ است، پس چرا این‏قدر انباشته می‌‏کنی؟ حضرت فقط بحث حساب که در رابطه با حلال را مطرح می‌‏کنند، «فی حلال‌ها حساب» و بحث عقاب که در رابطه با حرام است را نمی‌‏فرمایند.

خداوند به تو نعمت داد بعد هم به تو فرموده چگونه صرفش کن، امّا تو دائم این‌ها را روی هم انباشته می‌‏کنی. جا دارد خدا بگوید: این مقدار نعمتی که به تو عنایت کردم را چه می‌‏کنی؟ بیا در راه من مصرف کن؟ چرا روی هم می‌‏گذاری؟ بعد هم در قیامت باید حساب آن‌ها را پس بدهی. حدّاقل معطّلی‏ات را در قیامت کم کن.

نقل می‌‏کنند
بهلول زیر ساجی آتش روشن کرده بود و ‌این داغ شده بود. معروف است که بهلول عاقل بود و ما دیوانه‏ایم. می‌‏رفت روی ساج، می‌‏گفت: بهلول و خرقه نان و جو و سرکه، بعد می‌‏پرید آن‏طرف. از او پرسیدند: چرا این ‏طور می‌‏کنی؟ گفت: چون می‌‏گویند صحرای قیامت زمین‏اش داغ است. برای روز قیامت تمرین می‌‏کنم که اگر زود جواب حساب و کتابم را بدهم، ‌چقدر کف پایم می‌‏سوزد.

چهارم؛ «وَ إِنْ کَانَ الثَّوَابُ عَنِ اللَّهِ حَقّاً فَالْکَسَلُ لِمَاذَا»، اگرمی‏گویید پاداش الهی در مقابل اطاعت از او حقّ است، و روز قیامت پاداش می‌‏دهد، پس چرا در اطاعت از خدا سستی می‌‏کنید. در حالیکه باید عجله کنی و کسالت و کاهلی را کنار بگذاری.
نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک