حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خلیفه، قبر پنهان، اسرارى است که در درون خود پیام‌ها دارند. درست است که فاطمه این چنین خواست و این گونه وصیت کرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است که زهرا سلام الله علیها وصیت تاریخی‌اش را با این در خواست‌ها به پایان مى‌برد؟!! مگر نه این است که خشم و ناراحتی‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌کند و در واقع چندین پرسش را در برابر نگاههاى تیز بین مورخان و آیندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پیامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علی علیه السلام بدون

حضرت زهرا (س) در کلام اندیشمندان
نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی - ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱
 

بیان ابن داود صاحب سنن ابن‏ داود :

ابوداود، سلیمان بن طیالسى سنن معروف خود مى‏ گوید :
«على بن ابى‏ طالب فرمودند : آیا نمى ‏خواهى که از خودم و از فاطمه دختر پیامبر اسلام بگویم ؟
او با آنکه عزیزترین فرد در نزد پیامبر اسلام بود ، در منزل من از فرط دستاس کشیدن (چرخاندن آسیاب دستى) دستش زخمى شد، و از فـــرط حمل آب با کوزه شانه ‏اش متألم گردید، و از جارو کشیدن و نظافت خانه لباس‏هایش کهنه شد. شنیدیــم کــه خدمتگزارانى پیـش رســول خـــدا هستند. فاطمه به سراغ پدر رفت تا کمکى از او دریافت کند و یکى از ان خدمتگزاران را براى کمک در کارهاى خانه از پدر بخواهد. ولى وقتى کـه به حضور پدر رسیده بود ، با جوانانى در آنجا برخورد کرده و از فرط حجب و حیا خجالت کشیده بود درخواست خــود را بــازگو کند ، و بــدون ابـراز مطلب بازگشته بود.» (1)
1ـ سنن ابى ‏داود ، ج 2، ص 334

بیان بخارى در کتاب صحیح :

بخارى، ابوعبداللَّه محمد بن اسماعیل در صحیح معروف خود، جزء پنجم، ص 17 باب فضائل صحابه (چاپ مکه به سال 1376) با سندهاى خاص خود نقل مى‏ کند که پیامبر اسلام فرمودند :
«فاطمه پاره ‏ى تن من است ؛ هر آن کس که او را به غضب وادارد مرا خشمناک ساخته است.»
بخارى در موارد متعددى از کتاب خود ، از جمله در ج 3 ص 146 و در جزء چهارم ص 203 نقل مى ‏کند که پیامبر اسلام فرمود :
فاطمه پاره ‏ى تن من است ، هر آن کس که او را به غضب وادارد مرا ناخشنود کرده است.»
و در جزء پنجم ص 20 مى‏ گوید : «فاطمه بانوى زنان بهشتى است.»

بیان ترمذى در کتاب صحیح :

ترمذى، یکى دیگر از ارباب سنن در صحیح خود در این باره مى‏ گوید :
«از عایشه سؤال شد کدام یک از مردم ، محبوب‏ترین افراد در نزد رسول خدا بودند ؟
گفت : فاطمه، پرسیده شد : از مردان ؟ گفت: همسرش على.»
الاسلام والشیعة محمود شهابى.

بیان مسلم در کتاب صحیح :

مسلم بن حجاج قشیرى (م 261 ه) یکى از ارباب صحاح شش‏گانه در صحیح معروف خود مى ‏گوید : «فاطمه پاره ‏ى تن پیامبر است. پـیـامـبـر را مى‏ رنجاند کسى که او را رنجانده باشد و پیامبر را خوشحال مى ‏سازد کسى که زهرا را خوشحال کرده باشد.»

 بیان احمد بن حنبل :

احمد بن حنبل امام و پیشواى فقه اهل سنت ، در جزء سوم مسند خود ، با اسناد خاص خویش از مالک بن انس نقل کرده است :
«شش ماه بود که پیامبر اسلام ، هر روز هنگامى که به نماز صبح مى ‏رفتند ، از درب خانه ‏ى فاطمه عبور مى ‏کردند و مى ‏فرمودند :
«نماز! نماز! اى اهل‏بیت» ... و آنگاه آیه ‏ى «انما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» را تلاوت مى ‏فرمودند.»

بانوى اسلام از دیدگاه سلیمان کتانى اندیشمند مسیحى :

دربـــاره ‏ى شخصیت ممتاز زهراى اطهر (ع) ، گفتارها و نوشتارها و اظهارنظر ها، چه از دوست و چه از دشمن- به ویژه دشمن دانا و با انصاف - بسیار فراوان است. در جهان اندیشه و علم و پژوهش، وجود ذیجود فاطمه (ع)، محور برخورد آراء و افکار گوناگون گردیده و میدان‏هاى گسترده‏اى را براى قلم‏فرسایى ‏هاى پرشور ایجاد کرده است.
هم‏ اکنون که نگارنده، مشغول تنظیم این بخش از گفتارهاى کتاب حاضر است ، دهها کتاب مختلف ، از نویسندگــان و متفکران اطـراف و اکناف جهان را پیش روى خود دارد ، که در فصل فصل هر کدام از این کتب و رسالات، شخصیت و زندگى پربار و افتخارآمیز آن حضرت ، از ابـعـاد مختلف مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. از آنجا که نقل و بررسى مجموع آن گفته‏ ها و نوشته ‏ها ، در این مجال اندک به هیچ وجــه مـمـکن و میسر نیست ، ناگزیر سعى مى ‏شود که در این فصل کتاب ، برخى از نقطه‏ نظر هاى چند تن از انبوه نویسندگان و متفکران مختلف، به اختصار نقل و بازگویى شود. با این امید که خوانندگان این نوشتار، تنها با مختصرى از بازتاب عظمت روح و شموخ مقام علمى و معنوى و مـذهبى آن بــانوى بزرگ اسلام ، در جهان تحقیق و نگارش آشنا شوند و انعکاس نیمرخ آن چهره ‏ى درخشان را در آئینه ‏ى کتاب ها و رسالات نظاره کنند.
در ایـن بــخــش ، نــخــسـت قسمتى از آراى دانشمندان غـیـر اسلامى بــازگــو مى ‏شود و سپس آرا و نظرات مشاهیر صاحب نظران اسـلامى منعکس مى ‏گردد.
نخست از یک نویسنده و شاعر و ادیب مسیحى بــه نـــام «سلیمان کتانى» که داراى تألیفات مشهور و موفقى در چهره ‏نگارى شخصیت هاى اسلامى است ، مطلب را آغاز مى‏ کنیم.
براى آشنایى با وى لازم به تذکر است که : چند سال قبل ، کتابخانه ‏ى عربى اسلامى در نجف اشرف، مسابقه ‏اى در میان عموم نویسندگـان عرب ترتیب داد ، تا درباره ‏ى شخصیت والا و ممتاز مولاى متقیان على بن ابیطالب (ع) قلمفرسایى کنند.
در آن مسابقه ، نویسنده ‏ى چیره ‏دست لبنانى و ادیب و شاعر صاحب انصاف نصرانى ، آقاى سلیمان کتانى ، بــا نــوشتـن کتابى تحت عنوان «الإمام عـلـى نبراس و متراس» شرکت جست. پس از بررسى تمام کتب و آثار شرکت داده شده در مسابقه ، کـتـاب سلـیـمـان کتانى مـقــام نخست را به دست آورد و نویسنده مزبور برنده ‏ى جایزه ‏ى اول شد.
بار دوم ، همان کتابخانه ، نگارش کتابى را در مورد شخصیت درخشان بانوى بزرگ اسلام، فاطمه زهرا (ع) به مسابقه گذاشت و نویسندگان و محققان و شخصیت‏ هاى علمى و ادبى متعددى در این مسابقه شرکت جستند. این بار نیز نویسنده ‏ى مسیحى نامبرده بــا نـوشـتــن کتابى تحت عنوان «فاطمة الزهرا ، وترٌ فى غمدٍ» (فاطمه زهرا ، زهى در نیام) مقام نخست را به خود اختصاص داد و برنده‏ى جایزه شد.
گرچه در این گزینش ‏ها، در مرحله‏ ى اول احتمال تشویق کردن یک فرد مسیحى که در عالم مسایل اسلامى به تحقیق و نگارش پرداخته است بى‏ وجه نیست. و بــاز گــرچــه همین امر ، در صورتى که نوشته‏ هاى شرکت‏ کنندگان در مسابقه در سطح مساوى و برابر قرار داشته باشند ، خود مى ‏تواند مجوز برنده شدن یک فرد مسیحى در مسابقه باشد ، ولى با مطالعه‏ ى کتاب مزبور روشن مىشود که این حد اطلاعات و آگاهى و این شور و حماسه قابل تحسین است که یک فرد بیگانه و خارج از اسلام ، آنچنان از غناى فرهنگى و ادبى و احساسى و عـاطـفـى ســرشار باشد که در مورد یک شخصیت اسلامى کتاب بنویسد و در جمع نویسندگان مسلمان شرکت جـویـد و عـرض وجــود کند و تا حدود زیادى هم به حقیقت مطلب برسد. لذا اگر کتاب او حائز مقام اول و برنده ‏ى جایزه مى ‏گردد ، جاى حرفى و بحثى نیست ، چــرا کــه شخصیت زهرا اطهر (ع) یک شخصیت جهانى و الهى است که عموم مردم در مورد او حق اظهار نظر و قلمفرسایى دارند ، و سخن دوست را ، از هــر زبـــان و قلمى که انسان بشنود و بخواند ، زیبا و پسندیده است و مصداق «الفضل ما شهدت به الأعداء» خواهد بود.
امروزه که شخصیت جمیله بوپاشاها ، ایندیرا گاندى‏ ها،  فلورانس ‏ها ، الیزابت ‏ها و بنت‏ الهدى ‏ها و نظایر آن در سطح وسیعى از جـهــان مورد تجزیه و تحلیل قرار مى ‏گیرد ، آیا جا ندارد که شخصیت فوق‏ العاده والاى این بانوى بزرگ اسلامى در عرصه‏ى جهانى مورد معرفى و شناسایى قرار گیرد ؟
نـویـسـنده ‏ى مورد بحث ، درباره ‏ى شخصیت زهرا ، شعر و حماس به کار مى‏ برد ، سمفونى احساساتش اوج مى ‏گیرد و بـهـتـریـن شـورهـا و عواطف شاعرانه را نثار او مى ‏کند ...

او در آغاز کتابش مى‏ نویسد :
«فاطمه ‏ى زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد که سندهاى تاریخى و روایتى به سوى او اشاره کنند و گرامى ‏تر از آن است که شرح حال گونه ‏هـا به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (علیهاالسلام) را همین چهارچوب کافى است که : وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسین (ع) و بزرگ بانوى جهان است.» (1)
و در پایان کتابش مى ‏گوید : «فاطمه ، اى دخت مصطفى ! اى روشن‏ترین چهره ‏اى که زمین را بر روى دو کتف خود بلند کرد ، تــو جــز دو نـوبــت براى زمین لبخند نزدى : یک بار در سیماى پدر ، آن دم که در بستر آرمیده بود و تو را مژده ‏ى قرب وصل مى‏ داد لبخند زدى ؛ و لبخندى دیــگــر ، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مى‏ گردید که جان بر لب داشتى و واپسین دم خویش را فرو فرستادى ... تو همیشه با محبت زیست کردى ، تـو با پاکى و پاکدامنى زیستى ، براى پاکیزه ‏ترین مادرى که دو ریحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامه ‏اى از خز بخشندگى پوشاندى ...
تو زمین را همراه با لبخندى استهزاآمیز رهـا کردى و به ابدیت پیوستى ، اى دختر پیامبر ! اى همسر على! اى مادر حسن و حسین و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» (2)
و باز در جاى دیگر مى ‏نویسد : «قهرمانى نیرویى نیست که مستند به تن و بازو باشد ، یا مستند به تــاج و تخت ، بلکه قهرمانى چیزى اسـت که منطق عقل ، رشد و فهم را به کار گیرد ، آنگاه هدف ‏ها را تعیین کند و برنامه را ترسیم نماید ؛ و قهرمانى زهرا ، چیزى جــز این معنى بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایى دیگران مى ‏شد بهره گرفت ، بى آنکه بازوان ناتوان و نزار و پهلوهاى لاغر و نحیف وى در ایـن خواست از مؤثر باشد.» (3)

1ـ کتاب «فاطمة الزهراء وترٌ فى غمد»، پیشگفتار، ص 3.
2ـ ص 205 ترجمه‏ى همان کتاب.
3ـ ص 211 همان ترجمه

لوئى ماسینیون محقق فرانسوى :

مستشرق و پژوهشگر مـعروف فرانسوى ، لویى ماسینیون که مدتى از عمر خود را وقف شناخت حضرت فاطمه ‏ى زهرا (علیهاالسلام) ساخته ، در زمینه ‏ى شناخت آن حـضـرت ، بــا گـام ‏هاى تحقیق پیش رفته و تلاش و کوشش بسیار به عمل آورده است. وى رساله‏ ى محققانه‏ اى در مورد مباهله ‏ى مسیحیان «نجران» با پیامبر اسلام ، که در سال دهم هجرى در مدینه صورت گرفت ، نوشته که در آن نکته ‏هـــاى جـالـب توجه فراوانى مطرح شده است. در آن رساله مى‏ گوید :
«اوراد و دعاهاى ابراهیم (ع) از وجود دوازده نور که منشعب از فاطمه هستند خبر مى ‏دهد ...
تورات موسى از آمدن محمد (ص) و دختر پربرکت او ، و دو آقازاده به مانند اسماعیل و اسحق (حسن و حسین) نوید مى ‏دهد ...
و انــجــیــل‏ هـــاى عـیـسـى (ع) از آمــدن احـمـد (ص) نــوید مى ‏دهد و نیز بشارت مى‏ دهد که دختر پربرکتى خواهد داشت که دو پسر به دنیا مى ‏آورد ...» (1)

1ـ شخصیات قلقه عبدالرحمن بدوى و ضمیمه‏ى آن «المباهله» تألیف لویى ماسینیون چاپ میلان به سال 1944، ص 179

از وبلاگ چهارده گوهر آسمانی